ديروز فيلم "برف" رو ديدم . مستندي به ياد فرهاد،كار آقاي مهران زينت بخش.قصدم اين نيست فيلم رو نقد كنم چون نه خودمو اينكاره ميدونم نه اصلا حرفم در مورد فيلمه.
حين ديدن فيلم باز ياد اين افتادم كه چرا ما،ساكنين اين مرز پر گهرتا اين اندازه از سوزو گداز خوشمون مياد ؟ چرا تاوقتي يه هنرمند اونم در اين اندازه ها زنده ست ما يادي از اون نمي كنيم و اصلا اونو نمي شناسيم بعد كه كار از كار گذشت سعي مي كنيم فراموشي و بي هوشي خدمونو پشت اينجور اسطوره سازي ها پنهون كنيم
_ توي فقر مطلق مرد ...
_ مظلوم بود ...
_ خودش فهميده بود مي خواد بره ...
_ واقعاً انسان بود ...
اين جمله ها واسه همه آشناس ، وقتي كسي بي نفس ميشه اينها اولين حرفهايه كه بدرقه عزيز از دست رفته ميشه . اوايل فكر مي كردم ازسر بدشانسيِ كه دير همديگه رو كشف مي كنيم اما حالا مي دونم كه اين فرهنگ ماست ، ما مرده پرستيم، خوشمون مياد يكي هرچه غم انگيز تر از دست بره تا واسه مرثيه خوني كثيفِ خودمون سوژه داشته باشيم.اينجا انسان خوب انسان مرده ست اينجا با مرگ ِ كه تو كشف مي شي و با مرگ ِ كه تا مرز اسطوره شدن پيش ميري
توي روزهايي كه فرهاد بي نفس شده بود يادمه كه هر مجله اي يه ويژه نامه چاپ مي كرد
_ مرد تنها هم رفت ...
_ جمعه فرهاد هم رسيد ...
_ بدرود امپراتور ...
اما پيش تر كوچكترين مطلبي رو در مورد فرهاد توي همين مجله ها نمي تونستي پيدا كني
آدم ياد ارشميدوس ميوفته و جمله معروفش ... يافتم ... همه ارشميدوس شدن اما اين يافتن به چه كار آدمي كه حالا مرده مياد ؟ ( تازه اگه يافتني در كار باشه كه من شك دارم )
اون ور آب هم كه اوضاع دست كمي از اين ور نداشت و نداره به محض اعلام خبر در گذشت فرهاد تمامي شبكه ها از فرهاد گر مي گيرن از صبح تا شب ترانه جمعه پخش ميشه همه فرهاد شناس شدن و از خا طرات مشتركشون ميگن حالا سر سوزوندن و نسوزوندن پيكر فرهاد دعوا ست، طبق معمول چند تا كميته تشكيل ميشه و ... شرم بر ما
پاريس.گورستان پرلاشز . مراسم خاكسپاري يا سوزاندن جسد فرهاد ( فرقي نمي كنه چون جسدي در كار نيست . جسد گم شده )
اسفنديار منفرد زاذه ميگه كه فرهاد در ايران زنداني بود ... داريوش اقبالي و ابي هم هستن
عباس بختياري رييس فرهنگسراي پويا در پاريس سخنراني خودش رو اينجوري شروع مي كنه :
بوي عيد ... بوي توپ ... بوي كاغذ ِ رنگي...
منظورش احتمالآ اين بوده
بوي عيدي ... بوي توپ ... بوي كاغذ رنگي
رييس فرهنگسرا از اول تا آخر ترانه رو اشتباه مي خونه ... واقعآ كه
جالب ترين نكته در مورد مرگ فرهاد این بود : بيانيه مركز موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ...
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انااليه راجعون
فرهاد مهراد هنرمند محبوب موسيقي ايران كه با تحمل يك دوره بيماري سخت و طولاني دارفاني را وداع گفت،يقيناً از جمله هنرمنداني است كه تاريخ موسيقي ايران نام وي را در شمار روشنگران پوياي اجتماعي ايران جاي خوهد داد . فرهاد در موسيقي پاپ ايران هنرمندي بي بديل است كه جامه و زمان را به خوبي درك كرد. آثار وي با نو آوري هايش ، پيوند عميقي كه با آيين و سرزمينش داشته هوشمندانه و فهيم همچون لباسي فاخر پيكر انديشه اش را تلآلويي پاك و هنرمندانه مي آراست . صداي او با سرود "محمد " براي مردم ايران جاودانه است، آنگاه كه مردم به دنبال ناجي براي روح و جسم خويش به سوي هر معرف معرفت با شيفتگي تمام مي شتافتند او "محمد" را براي مردم خويش والامقام معرفي كرد . نامش و يادش جاودان .
ضايعه درگذشت فرهاد را به جامه هنري ايران به ويژه جامه موسيقي كشور تسليت گفته و از خداوند متعال شادي روح او و بقاي عمر باز ماندگا ن را خواستاريم .
مركز موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
حافظه مون اونقدر پاك هست كه اين بیانیه رو "تسكيني بر قلب زخم خورده اهالي موسيقي" بدونيم و چندین بار به خاطر اين بيانيه از وزارت ارشاد تشكر كنيم
حافظمون اونقدر پاك هست كه خنجر اين بيانه رو تو پشتمون احساس نكرديم و نمي كنيم
به ما چه كه فرهاد نتونست مجوز كنسرت داخل ايران بگيره
صدور اين بيانيه اولين و اخرين كاري بود كه اين مركز در مورد فرهاد كرد
اما من مي پرسم
چرا فرهاد نتونست توي وطنش كنسرت اجرا كنه ؟
جرا بزرگترين خواننده مملكت بايد واسه اجراي كنسرت چندين هزار كيلومتر از اين مرز پر گهر دور بشه ؟
فهمیدن این دشوار نیست که چرا فرهاد توی کنسرتش نزدیک به ۱۰ بار فریاد کشید :
" کاش آدمی وطنش را
همچون بنفشه ها
میشد با خود ببرد
هر کجا که خواست "
حیف که فهمیدن اینم دردی رو دوا نمی کنه
ما منتظر نفر بعدی میمونیم
به راستی عجب مرز پر گهري
***
راستي دم عيدي منتظر پخش كاري از كامران نجف زاده ( خبر نگار متفاوت ) باشين :
موزيك متن : سرود بوي عيدي
نريشن : كامران نجف زاده
بر تصاويري از حال و هواي مردم در روزهاي آخر سال شايد هم نماز جمعه در ابتدا و انتهای گزارش هم احتمالآ چهره رو به دوربین آقای نجف زاده رو شاهد خواهید بود
توضيح از آقاي نجف زاده : اگه فكر مي كنين اين صدايي كه ميشنوين ترانه اس اشتباه مي كنين اين يه سروده اسمش هم بوي عيدیه و نه كودكانه. اينكه ترانه سرا ببخشيد سرود سرا و آهنگسازش هم كيا هستن به من و شما مربوط نميشه.
***